بوی گل مریم

مانی. فرامرز و مرتضی - دفتر سبلان پارچه در خیابان وزرا - سال 84

(این دفترش را فرامرز خیلی دوست داشت)

این عکس را مرتضی عزیز از داریا گرفت.درست کرده و برایم فرستاده است زیرش هم نوشته:

موسسه آموزش خلبانی داریا توسط کاپیتان داریا

 

١- امروز درست 94 روز شد

   از پشت پا زدن به همه چیز و رفتن به دنیای ابدی

  به جایی که دیده بودی و دوست داشتی یکبار دیگر تجربه کنی

  منتظرم بمان برای تشکیل یک زندگی جاویدان

  دوستت دارم

2- پنجشنبه رفتم منزل مرتضی و هدی عزیز

   سعی کردم هدیه خوبی ببرم ولی مطمئنم اگر بودی هدیه شان زیباتر بود

   خوب بود

  مرتضی و هدی عزیز از پذیرایی گرمتان ممنون

3- مسئله ما و دکتر دربانیان دارد جالب می شود. چند نفر اسم این جناب دکتر را سرچ کرده و به وبلاگ من رسیده اند و برایم پیغام خصوصی گذاشته اند که از دکتر دربانیان بگویم شرح ماجرای بیماری فرامرز را یکبار کامل خواهم نوشت ولی خلاصه بگویم:

" برای ایشان آنقدر که زیبایی اندام مهم است زیبایی اخلاق اصلا در وجودشان رنگی ندارد "

تشخیص غلط و پافشاری بر این تشخیص و عدم همفکری با سایر همکارانشان به دلیل خودخواهی و غرور. زمان را آنقدر کشت که فرامرز علاوه بر اینکه شش ماه زجر کشید بر اثر یک عفونت ادراری ساده از پا درآمد.

پی نوشت١: یادم می آید وقتی فرامرز از بیمارستان به قول آقای افراشته "بی مهرِ مهر" به "جم" منتقل شد و روند بهبودی را طی می کرد کاوه عزیز رو به من کرد و گفت:"تو رسالت بزرگی داری و اینکه اجازه ندهی انسان دیگری به دست این آقای دکتر بیافتد و ناکار شود. " قرار بود دکتر قدیمی مقاله ای بنویسد و در روزنامه چاپ شود که با فوت فرامرز ایشان هم ترجیح دادند سکوت اختیار کنند.

ولی وبلاگ کوچک من کار خودش را خواهد کرد.

پی نوشت2: علیرضای عزیز هم اینجا از دکتر "کریم دربانیان فوق تخصص جراحی کلون و رکتوم" نوشته است.

نوشته شده در شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ توسط ملیحه محمدیان نظرات () |

Design By : Pichak