بوی گل مریم

عادت داشت که برای خرید هر چیزی تمام تهران را زیرورو کند و بهترین را انتخاب کند و وقتی آن مغازه مورد نظرش را می یافت, می شد مشتری پر و پا قرص آنجا. این وسواسش به خاطر قیمت مناسب نبود که پول آخرین چیز مهم در زندگی اش بود.

یادم می آید اولین بار که برای خرید کت و شلوار با هم بیرون رفتیم تقریبا همه جا را گشتیم اما دلش به خرید راضی نمی شد تا اینکه با معرفی یکی از دوستانش سراغ "لاوان" رفتیم. "لاوان" مغازه ایست در خیابان قائم مقام فراهانی که کارش فروش لباس مردانه مخصوصا کت و شلوار است. صاحب این مغازه از آن پیرمردهای خوش فکر و تحصیلکرده است که از نوع پوشش و شیوه لباس پوشیدن زیاد می داند. در پشت مغازه اش یک کارگاه خیاطی دارد که پارچه های منتخبش را به دست استادکاران خیاط می دهد و حاصلش کت و شلوارهای بسیار شیک و زیبا است. اهل تبلیغ و تخفیف و این حرفها هم نیست آنقدر به کیفیت اجناسش مطمئن است که می داند هر که یکبار خرید کند مشتری اش می شود. تعداد مشتری هایش هم زیاد نیست اما همیشگی اند.

با اولین خرید, "فرامرز" هم شد مشتری دائمی این مغازه. جدا از خریدهای فراوان "فرامرز" از این مغازه, بحث های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ... یک باب دوستی بین "آقای برمکی" (صاحب لاوان) و "فرامرز" باز کرد و باعث شد این رابطه به رابطه ای فراتر از آنچه معمول و مرسوم است تبدیل شود.

چند وقت پیش برای خرید لباس برای "داریا" به سنایی رفتم از یکی از کوچه ها وارد قائم مقام شدم از در مغازه که رد شدم "آقای برمکی" بیرون دوید و تسلیت گفت. کمی با هم صحبت کردیم موقع خداحافظی نه او توانست حرفی بزند و نه من, هر دو با چشمانی پر و بغض و با اشاره از یکدیگر جدا شدیم.

هفتم دی ماه 87, درست 7 ماه قبل از فوتش و درست 20 روز قبل از بستری اش کت و شلوار جدیدش را خرید! آن را فقط یکبار پوشید!

مغازه های زیادی در این شهر یکی از بهترین مشتریهایشان را از دست داده اند!

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ توسط ملیحه محمدیان نظرات () |

Design By : Pichak