بوی گل مریم

هر راهی را کج می کردی تا از آزادی رد بشوی, تا از در دانشگاهت عبور کنی, تا شریف را ببینی

حق داشتی

کاملا حق داشتی

آدمهای آنجا جنسشان فرق دارد

آدمهای آنجا هیچ تناسبی با دانشکده های زمختش ندارند

آدمهای آنجا هنوز احساس دارند

دیروز شریف دوباره "تو" را در آغوش گرفت

دیروز شریف پر بود از "تو"

دیروز شریف عطر مریم داشت

و "تو" بودی

و دیدی که برایت چه کردند

و برایت چه خواندند

و چه بی ریا اشک ریختند

و شاید هم کسی

تکه کاغذی برایت فرستاد که:

"فرامرز! از حراست هم داخل سالن هستند, حواست باشد!"

و

بودند

و برایت گریه می کردند

...

و من چقدر افتخار می کنم

و من چقدر به "تو" افتخار می کنم

و من چقدر به دوستانت افتخار می کنم

جایت خالی...

                    نبود

چون بودی و دیدی

***

از همه تان ممنونم که قدم رنجه کردید و آمدید. دست همه تان را از دور می بوسم

یک قدردانی ویژه از

"رسول آخرتی" عزیز که حضورش برایم دلگرمی است و اگر نبود مطمئنا مراسم به این خوبی برگزار نمی شد.

"علی افراشته" نازنین که هنوز صدای هق هق گریه هایش در گوشم است و سهم زیادی در خوب برگزار شدن یادبود داشت.

"علیرضا صمدی" مهربان که در پیگیری نشر کتاب هیچ کم نگذاشت.

"کاوه ثروتی" نازنین و "رها"ی دوست داشتنی که ویراستاری کتاب را برعهده گرفته بودند و با وسواس زیاد نهایی کردند.

"علیرضا مبین" دوست داشتنی و البته کمی بدقول! که سهم زیادی در پر کردن شب های تنهایی فرامرز دارد.

"مهدی قاسمیان" عزیز این دوست ناب فرامرز و البته من که اجرای خوب و بی نقصش به خوبی یاد فرامرز را تداعی می کرد.

و در آخر "عمو لو" عزیز که "داریا"ی مرا شیفته خود کرده و هر روز چشم به در منتظرش می ماند تا او را سوار بومبش کند! فیلم عالی بود

توضیح: عمو لو معادل عمو سهیل است و بومب به معنای ماشین است

پی نوشت1 :سارای عزیز, باز هم مرا شرمنده خودت کردی.

پی نوشت2: روز پنجشنبه هفتم مرداد ماه ساعت 6 بعدازظهر بر مزار فرامرز گرد هم خواهیم آمد

مشهد - باغ دوم خواجه ربیع - بلوک 3

عذرخواهی: قسمتی از نوشته ام باعث کدورت شده است. لازم است توضیحی بدهم در شب شعر فروغ تکه کاغذی بدست فرامرز می دهند که جمله بولد شده مطلب را نوشته بود. این کاغذ را نگهداشته بود و من هم هنوز دارم. این را به یاد آن روزها نوشتم. و این که اختلاف عقیده ها دلیل بر این نمی شود که فرامرز آنها را دوست نداشته باشد و یا آنها فرامرز را دوست نداشته باشند.

دوست عزیز که باعث ایجاد کدورتی در شما شدم, در حضور همه آنهایی که این وبلاگ را می خوانند از این سوء تفاهم عذرخواهی می کنم. دیروز شما فقط و فقط و فقط دوست فرامرز بودید و بس. من گریه های شما و اشکهای بی ریایتان را دیدم و مطلب بالا را نوشتم تا یادم نرود اشکهای خالصانه تان را.

مجدد عذرخواهی می کنم 

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ توسط ملیحه محمدیان نظرات () |

Design By : Pichak