بوی گل مریم

مدتها بود سراغی از من نمی گرفتی. دلم تنگ شده بود.

اما دیشب آمدی

با همان کت و شلوار لنین کرم رنگ تابستانی ات

پشت یک میز بزرگ مثل همان میزی که برای مراسم یادبودت آماده کرده بودیم

و طبق معمول مشغول سخنرانی...

با هم مکالمه ای خوب داشتیم اما چیزی به خاطر ندارم

دلتنگم

کاش مثل همه زنهای عالم من هم می توانستم با صدای بلند گریه کنم

نوشته شده در شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط ملیحه محمدیان نظرات () |

Design By : Pichak