بوی گل مریم

سلام ‹‹ فرامرز ›› عزیزم

بودی و دیدی

همه چیز در اوج بود

همه چیز عالی بود

همه چیز شیک و بی نقص بود

خاله فروغ هم بود برای ‹‹ داریا ›› کلی لباس آورده بود همه مارک دار...

دایی سیروس هم برایم پیراهن آورده بود. به من زنگ می زند و حالمان را می پرسد

مهمتر از همه

دایی حاجی خانت را برای اولین بار دیدم بسیار گریه می کرد

راستی فرامرز

فکری به حال پدرت بکن اصلا خوب نبود حداقل به خوابش برو و کمی آرامش کن

همین

نوشته شده در شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ توسط ملیحه محمدیان نظرات () |

Design By : Pichak