سفر ایستگاه

‹‹ رضا رشیدپور ›› را همیشه دوست داشته ام به دو دلیل:

اول : جزء معدود مجریهای توانا. باسواد و خلاق صدا و سیما است

دوم : بسیار شبیه ‹‹ فرامرز ›› است

نه تنها ظاهر این دو نفر به هم شبیه است ( البته وقتی آقای ‹‹ رشیدپور ›› لاغرتر بود این شباهت بیشتر بود ) حرکات دستشان در هنگام خواندن شعر هم به طرز عجیبی به هم می ماند

چند شب پیش در شبکه پنج مجری برنامه ای بود که در مورد ‹‹ قیصر امین پور ›› صحبت می کرد

یادم می آید وقتی ‹‹ قیصر امین پور ›› درگذشت ‹‹ فرامرز ›› برایم نوشت : '' قیصر هم رفت آدمهای فهمیده همیشه زود می میرند "

نوشتم : " این حرف را نزن بارها گفته ام ناراحتم می کند "

نوشت : " مگر من فهمیده ام؟! "

...

کتاب ‹‹ دستور زبان عشق ›› آقای ‹‹ امین پور ›› جزء کتابهایی بود که در بیمارستان برای ‹‹ فرامرز ›› می خواندم

یک شعرش را بسیار دوست دارم ولی هیچگاه برایش نخواندم ( اتفاقا ‹‹ رشیدپور ›› در برنامه اش همین شعر را خواند )

بخوانید:

سفر ایستگاه

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

 

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام!

 

یاد هر دوی این ‹‹ آدمهای فهمیده ›› بخیر

/ 5 نظر / 8 بازدید
محسن

سلام وب بسیار زیبا و پر محتوایی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی www.zarmehr.tk www.khorshidtalaii.persianblog.ir www.zarmehrvb.persianblog.ir

کاوه

سلام... دم غروب و نزدیک اذان... نوشته‌ هایت یک بار دیگر اشکم را در آورد و بغضم را ترکاند ملیحه. به راستی که آدم واقعا دلش تنگ می‌شود. .... چقدر خوبه که می‌‌نویسی.. کمی مرحم است بر دل ریشت و آرامشی است برای ما...

مهدي

اتفاقا من هم چند روز پيش كه رشيدپور را در تلويزيون ديدم بي اختيار ياد فرامرز افتادم. روحش شاد.

فهیمه

یاد فرامرز واقعا بخیر .......دلم براش خیلی تنگ شده راست می گفت که آدمهای فهمیده زود می میرند ..... فرامرز عزیز هر جا هستی روح بلندت شاد باد

مهدخت

به یاد تمام روزهای بودن هنوز باید ایستاد همچنان چشم به راهم ....نگذار چشمانم به در خشک شود زود بیا...بیا که برویم با هم...