حضور گرمت

هنوز بودی. نفس می کشیدی و من پر از امید بودم

زنگ زدند که : ‹‹ می خواهیم امانتمان را ببریم ››

گفتیم : ‹‹ هنوز هست و ما امید داریم ››

گفتند : ‹‹ او دیگر مال ماست! ››

و من جسم بی جانت را تقدیمشان کردم

نمی دانند که تو در منی

                       با منی

نمی دانند که شبهایی می آیی و ‹‹ داریا ›› یمان تو را نشان می دهد و برایت دست تکان می دهد

دیشب یکی از همان شبها بود

دوستت دارم

/ 9 نظر / 9 بازدید
فريبا

سلام درست شب هفت مرحوم فرامرز بود که خوابش رو دیدم با یک لباس سفید . سالم و سرحال داشت دلداریت می داد که ""من هستم ملیحه نگران نباش " .مطمئنا اونا از ما آگاهترند و زنده تر . بقا, مطلق مختص ذات خداوند است و بس . داريا درست مي گه اون ميبينه .

علیرضا صمدی

داریا چون خیلی پاکه چیزایی رو میبینه که ماها نمی بینیم. خیلی دلم برای فرامرز تنگ شده. چند شب قبل زنگ زدم خونه . نبودین تلفن رفت روی پیغام گیر و صدای فرامرز بود که می گفت برایش پیغام بگذارم دلم گرفت دوست داشتم با او حرف بزنم...

مهدخت

همیشه خوب ها زود میروند زود تر از آنکه بیندیشی زودتر از دیده برهم نهادنی کاش میشد دستشان را گرفت و با آنها رفت...کاش...

افرا

"واقعه مرگ تو، تمام مرا از هم پاشيد، تمام وجود جز قلب مرا. قلبي که تو ساختي، قلبي که تو هنوز مي سازي، قلبي که تو هنوز با دست هاي گم گشته ات شکل مي دهي، با صداي گم گشته ات آرام مي کني، با خنده گم گشته ات روشن مي سازي. دوستت دارم: چيزي جز اين جمله نمي توانم بنويسم، چيزي جز اين جمله براي نوشتن نمي يابم، تو نوشتن آن را به من آموختی ...." -فراتر از بودن،کریستین بوبن-

فريبا

زندگي با همه وسعت خويش مخمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن نيست اظطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست زندگي کوشش و راهي شدن است زندگي جوشش و جاري شدن است

سیده زهرا بصارتی

ملیحه عزیزم تصادفی اومدم اینجا وهمه چیو فهمیدم دوستت دارم وهزاران شاخه گل عشق و عاطفه مال تو وطعم بارانی نگاهت. با عشق : زهرا

یک دوست

سلام.از همه دوستان می خواهیم در شب های احیاء از فرامرز یادشان نرود.ضمنا برای مراسم چهلم اطلاع رسانی فرمایید.

الهام

ملیحه عزیز امروز رفتم به فرامرز سر زدم تو را یافتم . این جدایی ها فقط امتحان صبر است . هر لحظه دلم برایتان تنگ می شود . داریا ی عزیز را از طرف من ببوس.