یک جمع صمیمی

جمعه رفتم کردان. به قول "داریا" باغ عمو علی

دوباره جمع شدیم. البته با حضور یک دوست جدید خوب و صمیمی

اما "تو" نبودی...

کاش بودی و میدیدی "داریا" چه می کرد

مثل خودت به اندازه کافی پرروست

آهنگ که گذاشته می شود بی اختیار هد می زند و قر می دهد

کاش بودی و میدیدی که چقدر بزرگ شده

میدیدی که چگونه مثل خودت راه می رود

مثل خودت می رقصد

مثل خودت به همه چیز دقت می کند

مثل خودت حواسش به ملیحه هست

مثل خودت از در که وارد می شوم هر چه دستم باشد با اصرار می گیرد و بزور به آشپزخانه می رساند

کاش بودی و میدی که چگونه "امیرصدرا" گیر سه پیچ داده بود که می خواهد با "تو" حرف بزند و هزاران سوال ذهنش را با "تو" در میان بگذارد.

بپرسد که چرا رفتی؟

چرا خدا را بیشتر از ما دوست داشتی؟

چرا صدایت می کنیم جوابمان را نمی دهی؟

چرا نمی بینمت؟

چرا...

کاش بودی فرامرز

کاش بودی...

/ 10 نظر / 15 بازدید
گل ناز

سلام خوشحالم که دوباره اترژی دارید و امیدوارم در جمع دوستان شادی از دست رفته را باز یابید.

لادن

دوست عزیزم: ممان ملی جون: پیرو درد دلهای خودمان مطمئن باش که شاهد همه چیز است حتی می توانی هر چیزی را که از خدا می خواهی او را رابط قرار دهی . داریای نازنینت و صورت پاکت را هزار بار می بوسم و شادی بیش از پیش روح پاک فرامرز عزیز را خواهانم.

جعفر

سلام هم درد عزیز وقتی این مطلبت را خوندم واقعا خوشحال شدم که نگرش خودت را تغییر داده ای و می خواهی از نو شروع کنی موفق و شاد باشی

عليرضاصمدي

فرامرز شما و داريا را مي بيند و مطمئنا با شادي شما شاد مي شود.

زهرا(مامان مهتاب

خدا را شکر داریا هست که برایت مثل فرامرز است ...مثل او هوایت را دارد...

نگار

خواهر مهربانم ملیحه خیلی بیادتونم اما نمیدونم چرا اینقد روحیم ضعیفه هنوز نمیتونم راحت با هاتون صحبت کنم راستی هنوزم کوچه مینا بوی شمارو میده خیلی دوستون دارم ودلم براتون تنگ شده

چله نشین

سلم ملیحه جان.خوبین؟خوشحالم داری خوب و سرحاله.راستی دیگه به من سر نمی زنین چرا.من آدرسمو عوض کردم.از آشفتگی های یک ذهن پارانوییدی رفتم به چله نشین.منتظر حضور مجددت هستم.راستی یکی دوتا عکس هم از داریا جان بذار ببینیمش.فکر کنم مثل بچگی هاش هنوز جیجله.[ماچ]

سلام آخر هفته مشهد بودم با وجودی که تاکنون شما و آقا فرامرز را ندیده ام با خانواده سر خاک ایشان در خواجه ربیع رفتم بلوک 3 .اگر مایل بودید عکس مزار ایشان ر داشته باشید ایمیلتان را بگذارید روحشون شاد

سارا معصومی

این کاش ها تا روزی که من و تو پیر شویم ادامه خواهد داشت. اما زندگی در فاصله امروز تا فردا جاری ست. از دستش ندهیم. داریا را ببوس.

مهدخت

آخرش هم این پسر خوشگل نگذاشت من و تو هم را ببوسیم وجدا شویم...اشکال ندارد امیدوارم تا دفعه بعد هنوز هم به گلابی بگوید گبالی!به امید دیدار....