یکماه گذشت

از ندیدن روی ماهت

از نشنیدن صدای مهربانت

از در آغوش نکشیدن تن رنجورت

و همه می گویند چه زود!

و نمی دانند که هر روزش بر من چه گذشت؟

چند ماه این چنینی دیگر را باید بی تو باشم؟

هان؟!!

/ 8 نظر / 20 بازدید
مژگان

ملیحه جان ! حتما تحمل درد فراغ عزیزی مهربان و همراهی همیشگی بسیار سخته و طاقت فرسا. اما شما عزیز دیگری که یادگار همان عزیز از دست رفته است رو داریدکه خیلی هم به شما احتیاج داره ، نه چند ماه ، بلكه سالها ... ! پس به خاطر هر دو عزيز سعي كنيد اين راه و روزهاي تلخ رو هر چه زودتر سپري كنيد تا دارياي عزيز هم بتونه شادي زندگي اش رو در وجود مادر نازنينش حس كنه و باهاش بزرك شه ... اين جوري باباش هم حتما خيلي خوشحال مي شه ... نوشتن تك تك اين جملات برام سخت بود ... اما نتونستم كه ننويسم .

شبیه تو

سلام / چهارشنبه عصر پیشش بودم / با دو شاخه گل مریم / که خواسته بودی براش ببرم / خیلی خوشحال شد / کمی با هم گپ زدیم و ...

علیرضا صمدی

سلام حتما یادت هست فرامرز چقدر صبور بود همه می گفتند هر کس جای او بود خیلی زود قافیه را باخته بود. اگر دوستش داری که می دانم خیلی دوستش داری مثل او باش. صبور و آرام . مگر آرامش او را نمی خواستی؟ باور کن الان از همه ما ها آرامتر است. این همه بی تابی تو باعث برهم خوردن آرامش او می شود. او همیشه یک چیز می خواست آرامش تو و داریا . خواسته اش را برآورده کن یادم هست در اوج بیماریش یک شب که با هم بودیم بنا به توصیه حسین اکبری برایش سوره انبیا را خواندم در نیمه کار احساس کردم شاید خسته شده است گفتم بقیه اش باشد برای بعد گفت : نه بخوان. آرامم می کند. شما هم برای آرامش او و خودتان این سوره عزیز را همراه با معنی بخوانید.

علیرضا صمدی

سلام حتما یادت هست فرامرز چقدر صبور بود همه می گفتند هر کس جای او بود خیلی زود قافیه را باخته بود. اگر دوستش داری که می دانم خیلی دوستش داری مثل او باش. صبور و آرام . مگر آرامش او را نمی خواستی؟ باور کن الان از همه ما ها آرامتر است. این همه بی تابی تو باعث برهم خوردن آرامش او می شود. او همیشه یک چیز می خواست آرامش تو و داریا . خواسته اش را برآورده کن یادم هست در اوج بیماریش یک شب که با هم بودیم بنا به توصیه حسین اکبری برایش سوره انبیا را خواندم در نیمه کار احساس کردم شاید خسته شده است گفتم بقیه اش باشد برای بعد گفت : نه بخوان. آرامم می کند. شما هم برای آرامش او و خودتان این سوره عزیز را همراه با معنی بخوانید.

سعیده

ملیحه جان می دونم این یک ماه هر لحظه اش هر ثانیه اش رو درک کردی ٰ تحمل کردی سوختی بر ما که این طور گذشت ... ولی باور کن فرامرز الان زتده تر از گذشته نگران نگرانیهای تو و داریاست و هر بار که تو خوشحالی لبخندی بر لبهاش میشینه نذار با این دلتنگیها نا آرام باشه ملیحه جان تنها نیستی دوست دارم مثل خواهرت رو من حساب کنی

مهدخت

سلام ملیحه خانوم خواهر کوچولوت همیشه به یادته خدا فرمرز رو میبره بهشت بهت گفته بودم مث مامان من !!!!!هر وقت تنها شدی خیلی خیلی منم هستم همین گوشه کنارا داریا رو ببوس از طرف من...

مهدخت

سلام ملیحه خانوم خواهر کوچولوت همیشه به یادته خدا فرمرز رو میبره بهشت بهت گفته بودم مث مامان من !!!!!هر وقت تنها شدی خیلی خیلی منم هستم همین گوشه کنارا داریا رو ببوس از طرف من...

مهدخت

سلام ملیحه خانوم خواهر کوچولوت همیشه به یادته خدا فرمرز رو میبره بهشت بهت گفته بودم مث مامان من !!!!!هر وقت تنها شدی خیلی خیلی منم هستم همین گوشه کنارا داریا رو ببوس از طرف من...