من از تو بزرگتر شدم!!!

امروز ششمین روزیست که من بیشتر از "تو" در این دنیا جا خشک کرده ام. اگر قرار بود من هم در سن "تو" عطای این دنیا را به لقایش ببخشم باید صبح 17 فروردین راهی دیدار دوست می شدم. اما سنگینی من کجا و سبکبالی "تو" کجا.

اصلا "تو" زمینی نبودی که سنگین شوی. اهل آسمان بودی. برای همین این دنیای زشت را تاب تحمل نداشتی و رفتی. پا گذاشتی به جایی که همه اش آرامش است و بس.

این روزها خدا را بسیار یاد می کنم. گاهی در آرامش با او درد و دل می کنم, ستایشش می کنم, شکرش را می گویم. اما گاهی هم با او دست به گریبان می شوم. درگیر می شوم, هزاران چرا برایش ردیف می کنم. بگذار صادق باشم خیلی وقتها هم رو به آسمان هر چه دوست دارم می گویم.

ناآرامم. هنوز با مسئله رفتنت کنار نیامدم. برای خودم ناراحت نیستم. بارها به خودت هم گفته بودم دوست ندارم زودتر از "تو" بمیرم تا غم وجودت را فرا گیرد. دوست دارم غم دوری را فقط من تحمل کنم. اما به داریا که نگاه می کنم آنقدر غمگین می شوم که دوست دارم تمام دنیا روی سرم خراب شود. دستش را که به سوی عکست دراز می کند و بابا بابا می کند قلبم تیر می کشد. وقتی پدری به فرزندش محبت می کند و داریا گردنش را کج می کند و به این ابراز محبت نگاه می کند هر چه غم دنیاست در وجودم می نشیند.

اینکه چرا فرزند من باید از داشتن پدری همچون "تو" محروم باشد؟ همان چیزی است که مدام با خدا کلنجار می روم و او را زیر سوال می برم.

برای من مهم نیست که دری در این دنیا برویم باز شود یا نه. اصلا چه دری بزرگتر از وجود "تو" و عشق "تو" برایم گشوده خواهد شد که انتظارش را بکشم؟ اما آرزو دارم بزرگترین درهای خوشبختی برای داریا باز شود.

در کنار دعا برای فرزندانتان برای داریای من هم دعا کنید.

پی نوشت: برای دوستانی که تلفظ نام فرزندم را می خواهند, تلفظش dariya است و معنی اش هم "بسیار دارنده".

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طلیعه

قطعن دردي كه تو حس مي كني داريا حس نمي كند. كمي هم براي خودت نگران باش مليحه جان. داريا به تو نياز دارد. برايت سلامتي و صبر بيشتر آرزو مي كنم خانم گل [گل]

شبیه خودم(من و دخترم ری را)

سلام ملیحه جان. ببخش که تا حالا نتونستیم ببینیمتون. من زیاد به مهدی پیله می کنم که بشه ولی هر سری یه جور کار پیش اومده. درهرصورت سال نو مبارک باشه و امیدوارم که سختی سال گذشته به براق فراموشی سپرده بشه. این طور شاید راحت تر بشه کنار اومد باهاش.

عباس

سلام فرامرز برای همه ما عزیز بوده و هست.داریا که ارزشمندترین یادگار اوست در قلب همه ما جا داره. مطمئن باش که در هر شرایطی قلب ما برای این عزیز دردانه می تپه و روزی نیست که صحبت او و شیرین کاریهاش در میان نباشه.

سارا معصومی

بی اغراق می گویم ملیحه که سخت است . خیلی سخت. حست را درک می کنم. اما کجای این دنیا سخت نیست؟ اصلا مگر دنیا آسان می شود ؟ ملیحه به داریا ایستادن و زندگی کردن را با تمام معنا بیاموز. انچنان که اگر فرامرز بود دوست داشت پسرش انگونه بزرگ شود. دوستت دارم نادیده من

گل ناز

سلام روزهای سختی ملیحه جان، امید آن دارم که داریا یت در کنار تو بهترین‌ها را تجربه کند.

زهرا

سلام ملیحه عزیزم.غمت دلم را سخت میفشارد.برای تو برای داریای عزیز که حالا هم با داشتن مادری چون تو وپدری چون فرامرز خوشبخت است دعا میکنم.ایمان دارم آینده ای روشن در انتظار پسرت است.

دنیا

سلام ملیجه جان میتونم ازت خواهش کنم از داریا و شیطونیهاش برامون بنویسی چی یاد گرفته شیطون شده یا نه ؟ نمیخوای عکسش رو برامون بگذاری ؟ منم یه پسر دارم که هم سن و سال داریای توست تقریبا 4 یا 5 ماه کوچکتر .

الهام

از دست دادن همچون عزیزی خیلی سخت است . ملیحه عزیزم . داریا مادری دارد چون تو . داریا عزیزم عشق و محبت و بزرگ بودن و خیلی چیز ها را از تو یاد خواهد گرفت و می دانم که فرامرز هم برایش کم نخواهد گذاشت . ملیحه عزیزم امیدوارم که دوباره خنده را از ته چشمت ببینم. می بوسمت

گل ناز

سلام مرسی ملیحه عزیز مامان همیشه جویای حالتون هست.

مانی

یاد روزی می افتم که با هم (فرامرز) درد و دل می کردیم... می گفت ملیحه هم خوب می نویسد.... ولی خودش نمی خواهد... ..........................................