دیگر تمام شد

به مادرم گفتم: "دیگر تمام شد"

گفتم: "همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد"

"باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم"

آنقدر این شعر فروغ را تکرار کردی که حالا با گوشت و پوستم درکش می کنم

دوباره مشهد بدون "تو"

دوباره خواجه ربیع

دوباره دیدارهای پر از درد

و من هنوز در حیرتم از این همه پوست کلفتی ام

و من هنوز بهت زده ام که یکسال را بدون "تو" نفس کشیدم

محسن راست می گفت, من هم در نوشته هایت خواندم که: " گاهی فکر می کنم مثل آدم حسابی ها زود بمیرم"

و اصلا به فکر دل این آدم های ناحسابی نبودی

دل تنگم به اندازه همه دنیا

پی نوشت: دوستان عزیز که کتاب را می خواهند متاسفانه کتاب, فروشی نیست تا آدرس بدهم تهیه کنید. هر کس تمایل دارد کتاب را داشته باشد آدرسش را بفرستد پست می کنم. به هر کجا که باشد.

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل ناز

سلام دوست داشتم در مجلستون حضور داشته باشم ولی نشد، امیدوارم آرامش را بازیابید.

طلیعه

مليحه جان حق با ساراست. گرچه خيلي سخت است اما دوباره شروع كن. به خاطر خودت. به خاطر داريا. و به خاطر عشقت.

زهرا(مامان مهتاب)

ملیحه عزیز گذر این روزها نشانه پوست کلفتی ات نیست.نشان از استقامت و بزرگی روحت دارد.نشان از مادریت برای پسری کوچک دارد که به خنده های تو و به بودن تو چشم دوخته است...

مهدخت

ملیحه چقدر زود دیر میشود بی نهایت دوست داشتم ببینمت اگر خدا خواست شاید هفته آینده صورت ماهت را بوسیدم ...داریا را ببوس برایم دعا کن.

مهرزاد کلاگر

سلام با وجود اینکه خیلی دوست داشتم در مراسم بزرگداشت فرامز عزیز شرکت کنم اما مشغله بیش از حد مانع حضورم شد. امیدوارم صبور مقاوم و سلامت باشید تا فرامرز دیگری را پرورش دهید.

مریم

من هم در مشهد ساكنم. خيلي دوست داشتم نه مراسم يادبود همسرت حضور پيدا مي كردم و تو رو از نزديك مي ديدم اما متاسفانه ساعتي كه اعلام كردي مي بايست سر كار مي بودم اما مادرم در خواجه ربيع دفن هست وقتي خواجه ربيع برم حتما سر مزار همسرت مي رم اگرچه گمان نكنم گورستان مكاني باشه كه عزيزانمون رو ملاقات مي كنيم شايد براي تعلق خاطر خودمون هست كه هميشه احتياج به چيزي داريم كه ديده شه. اون ها در كنار ما هستند و ما رو مي بينند. تنها گذشت زمان لازم هست كه غم نبودن كساني كه بهشون احتياج داريم التيام پيدا كنه و قابل تحمل تر بشه. روحش شاد .باقي عمر شما و دارياي عزيز .

محسن اشتياقي

پاريس را به ياد "تو" بايد قدم زد و ... هي آب خورد و تشنه تر از بار قبل شد مليحه جان، اين كمترين كاري بود كه از دست من بر مي آمد.

گل ناز

سلام داشتن کتاب برایم غنیمتی‌ست اما چگونه؟! مانا باشید در کنار داریا عزیز.

دوست دارم کتاب بوی گل مریم داشته باشم

man zibam yadam raft esm bedam